۱۴۰۰ آذر ۵, جمعه

ارجاع پرونده فرزانه زیلابی به دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان

 آذر ۴, ۱۴۰۰ 

ارجاع پرونده فرزانه زیلابی به دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان

خبرگزاری هرانا – پرونده فرزانه زیلابی، وکیل مدافع پرونده هفت تپه، به دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان ارجاع داده شد. خانم زیلابی پیشتر توسط دادگاه انقلاب اهواز به یک سال حبس تعزیری و دو سال، ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، پرونده فرزانه زیلابی به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد.

بر اساس این گزارش، پرونده این وکیل دادگستری در شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان به ریاست قاضی کوشا رسیدگی خواهد شد.

در شهریور سال جاری فرزانه زیلابی بابت اتهام تبلیغ علیه نظام توسط دادگاه انقلاب اهواز به یک سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

خانم زیلابی برای رسیدگی به بخش دیگری از اتهامات، از جمله “نشر اکاذیب درباره اظهارات وی در مورد شکنجه اسماعیل بخشی و شاپور رشنو در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و مصاحبه در خصوص پرونده های کارگران هفت تپه”، توسط شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری اهواز محاکمه در خصوص اتهام نشراکاذیب به سه ماه و یک روز حبس محکوم شد که اجرای آن به مدت یک سال معلق شد.

این وکیل کارگران هفت‌تپه، پیشتر گفته بود: من و وکلای پرونده به این احکام معترض هستیم  بدون شک، این پرونده‌سازی تاوان دفاع از کارگران هفت تپه و فعالان کارگری بود. من با دفاعم از کارگران روبروی یک مفسد اقتصادی ایستادم. مفسد اقتصادی که همه می دانند، فسادش به همه جارخنه کرده است.

زیلابی، یادآور شد: در نهایت، هر حکمی در دادگاه تجدیدنظر صادر شود، بازنده نیستم. چرا که به صورت آگاهانه، فقط وظیفه وکالتی‌ام را در چارچوب قانون انجام داده بودم. آنچه در این میان مهم است، وکلای دادگستری باید از استقلال خود دفاع کنند و دادگاه‌ها باید ثابت کنند که ضابطان امنیتی، مانند سایر ضابطان دادگستری تحت امر دادگاه هستند، نه بالعکس!

گفتنی است، روز پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ ماه، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه با اعلام تشکیل پرونده قضایی علیه فرزانه زیلابی نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و با «دور جدید فشار» خواندن این اقدام، آن را محکوم و تاکید کردند که «سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه هرگونه پرونده‌سازی برای خانم فرزانه زیلابی وکیل پایه یک دادگستری، وکیل کارگران هفت‌تپه را محکوم کرده و خواهان پایان دادن به این روند نخ‌نما شده است.»

فرزانه انصاری فر به دادگاه انقلاب بندر ماهشهر احضار شد

 آذر ۴, ۱۴۰۰ 

فرزانه انصاری فر به دادگاه انقلاب بندر ماهشهر احضار شد / سند

خبرگزاری هرانا – فرزانه انصاری فر، شهروند ساکن بهبهان و خواهر فرزاد انصاری فر، یکی از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸، به دادگاه انقلاب بندر ماهشهر احضار شد. در این احضاریه از وی خواسته شده که صبح روز ۱۵ آذرماه برای رسیدگی به اتهامات مطروحه در این دادگاه حاضر شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فرزانه انصاری فر به دادگاه انقلاب احضار شد.

در این احضاریه که توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب بندر ماهشهر صادر و به خانم انصاری فر ابلاغ شده، وی باید در تاریخ ۱۵ آذرماه برای رسیدگی به اتهام تبلیغ علیه نظام در این شعبه حاضر شود.

پیشتر نیز در بخش دیگری از پرونده خانم انصاری فر به شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری ۲ شهرستان بهبهان احضار شده بود. از وی خواسته شده که در تاریخ ۴ دیماه ۱۴۰۰، در این شعبه حاضر شود.

در این پرونده که با شکایت رحمان بدری فرمانده سابق یگان ویژه بهبهان (هم اکنون بازنشسته است) و دادستان بهبهان تشکیل شده، اتهامات مطروحه علیه خانم انصاری فر “ضرب و جرح عمدی”، “تجمع غیر قانونی”، “انتشار تصاویر تحریک آمیز”، “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی”، “عضویت درگروهکهای منافقین” و “توهین به رهبری”، “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق شعارنویسی و شرکت در اعتراضات سال ۹۸″، “اخلال در نظم آسایش عمومی و برهم زدن امنیت کشور”، “سرقت بالابر و سنگ پرانی علیه مامورین انتظامی و امنیتی” و “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور” عنوان شده است.

یک منبع مطلع در خصوص انتساب این اتهامات به خانم انصاری فر به هرانا گفت: در برگه ابلاغیه خانم انصاری فر اتهاماتی از جمله سرقت بالابر و ضرب و جرح رحمان بدری! نیز در کنار سایر اتهمات واهی به وی نسبت داده شده که نشان از غیر واقعی بودن تمامی اتهامات مطروحه و تلاش نهادهای امنیتی جهت هرچه ستگین تر کردن پرونده خانم انصاری فر است”.

خانم انصاری فر شب پنج‌شنبه ۲۶ تیرماه سال گذشته در جریان تجمع اعتراضی در میدان بانک ملی بهبهان بازداشت و به زندان سپیدار اهواز منتقل و نهایتا در تاریخ ۳ مرداد ۹۹ با تودیع قرار از زندان آزاد شد.

فرزانه انصاری فر در آبان ماه ۹۹، جهت رسیدگی به اتهامات “توهین به رهبری، مشارکت در اخلال در نظم و آسایش عمومی و بر هم زدن امنیت کشور و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی/خارجی” به بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان احضار شده بود. وی در تاریخ ۱ اردیبهشت‌ماه امسال به اداره اطلاعات بهبهان احضار و در تاریخ ۵ اردبیهشت‌ماه نیز طی ابلاغیه‌ای به شعبه ۳ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان احضار شده بود.

۲۶ تیرماه سال گذشته مردم بهبهان در میدان بانک ملی این شهر در اعتراض به “وضعیت نابسامان اقتصادی کشور” و “صدور حکم اعدام در پاسخ به اعتراضات مردمی سال گذشته” اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. شمار زیادی از شهروندان معترض در جریان این تجمع و تعدادی پس از پایان اعتراضات در منازل خود بازداشت شدند. هرانا پیشتر طی چند گزارش ضمن احراز هویت شماری از بازداشت شدگان از بازداشت ده‌ها شهروند در ارتباط با این اعتراضات خبر داد.

در جریان اعتراضات آبان ۹۸ در بهبهان تعدادی از شهروندان ساکن این شهر ازجمله مهرداد دشتی نیا، محمود دشتی نیا، فرزاد انصاری فر، محمدحسین قنواتی، احسان عبدالله نژاد و محمد حشم دار با شلیک گلوله نیروهای امنیتی جان خود را از دست دادند. هرانا همچنین در تاریخ ۱ آبان‌ماه سال گذشته از صدور حکم ۱۰۹ سال حبس و ۲۵۹۰ ضربه شلاق برای ۳۶ تن از بازداشت شدگان اعتراضات آبان در بهبهان توسط شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو شهرستان بهبهان خبر داد.


شهلا اعزازی:خشونت در ایران قانون است

 آذر ۴, ۱۴۰۰ 

شهلا اعزازی: خشونت در ایران قانون است/ گفتگو از مهرنوش نوع‌دوست

ماهنامه خط صلح – مسئله هم‌چنان قدرت است. تا زمانی که گروهی بر گروه دیگر اعمال قدرت می‌کنند و نابرابری و تبعیض وجود دارد، خشونت هم در اشکال مختلفش بازتولید می‌شود. خشونت جنسیتی هم از این امر مستثنا نیست، اما تفاوتش این‌جاست که در خصوصی‌ترین حوزه‌ی افراد رخ می‌دهد؛ یعنی جایی که پایگاه امنیت روانی فرد شکل می‌گیرد؛ اما در ایران موضوع پیچیده‌تر است. در ایران مسئله فقط جنگ قدرت بین زن و مرد نیست، بلکه وجود حمایت و امکانات قانونی و عرفی از خشونت است. این‌جا صاحبان قدرت برای اعمال خشونت حمایت همه‌جانبه‌ی قانون را هم دارند. در این گفت‌وگو با شهلا اعزازی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه دلایل خشونت جنسیتی در ایران و حمایت‌های قانونی از آن را بررسی می‌کنیم.

باتوجه به قدمت پدرسالاری در ایران ریشه‌ی خشونت جنسیتی چیست؟

ریشه‌های تاریخی خشونت جنسیتی نه فقط در ایران، بلکه در همه‌ی دنیا پدرسالاری یا همان مردسالاری امروزی است. زمانی که گروهی بر گروه دیگر اعمال قدرت می‌کنند، نابرابری ایجاد می‌شود؛ بنابراین مسئله نابرابری جنسیتی است که می‌تواند در بسیاری از موارد به خشونت منجر شود. خشونت جنسیتی ریشه‌ی تاریخی دارد و هر ظلم و ستمی که تاریخی است، مقاومت هم مقابلش وجود دارد.

پدرسالاری تاریخی و مردسالاری امروز در غرب و در ایران مورد انتقاد قرار گرفته و گروه‌های تحت ستم سعی دارند این مسئله را از بین ببرند. مردسالاری که در جامعه‌ی ما به شدت و در جوامع دیگر در صورت‌های مختلف وجود دارد، به نوعی باعث شده که گروه‌هایی در جامعه براساس جنسیتشان ‌ــ‌که در این‌جا بیش‌تر زنان مد نظر‌ند‌ــ مورد ستم و آزار جنسی، جنسیتی، روانی و سایر انواع خشونت قرار بگیرند.

آیا می‌توان گفت اعمال قدرت مردان یا رواداشتن خشونت از سوی آن‌ها بر زنان بخشی از فرهنگ یا هنجار جامعه در ایران است؟

‌مردان در ایران برای پیش‌بردن امیال خودشان در حوزه‌ی عمومی و خصوصی مجاز به خشونتند و می‌توانند دیگری را وادار کنند طبق میل آن‌ها رفتار کند. تضاد علایق در میان افراد طبیعی است و راه‌های مختلفی برای از بین‌بردن این تضادها وجود دارد. یکی از این راه‌ها گفت‌وگو است که به مجاب‌کردن دیگری می‌انجامد، اما ساده‌ترین راه مجاب‌کردن خشونت است. درباره‌ی مسئله‌ی خشونت خانگی زن با خشونت وادار می‌شود طبق میل مرد رفتار کند. این ساده‌ترین راه از دید فرد قدرتمند است که متأسفانه عواقب بسیار خطرناکی نه‌تنها برای آن فرد خشونت‌دیده، بلکه برای جامعه و نسل‌های دیگر دارد و باعث می‌شود چرخه‌ی خشونت ادامه پیدا کند. تأکیدی که بر خشونت خانگی می‌شود، از همین روست که نباید ادامه پیدا کند. از طرفی این خشونت در عرصه‌ی عمومی هم وجود دارد.

نقش زنان در بازتولید چرخه‌ی خشونت چیست؟

خوشبختانه این مسئله در ایران مطرح شده که چرخه‌ی خشونت ابتدا در خانواده باید از بین برود. زمانی به مسئله‌ی خشونت با عنوان تربیت نگاه می‌کردند؛ یعنی اگر زنی از شوهرش کتک می‌خورد، آن زن یا اطرافیانش که اکثراَ زنان بودند، از او می‌خواستند رفتارش را تصحیح کند. به نظر می‌رسد در جامعه‌ی کنونی ایران دیگر کسی آن شکل خشونت را قبول ندارد و آن را به شکل شیوه‌ی تربیتی نمی‌بیند؛ البته در مواردی زنان ممکن است مدارا و تحمل کنند، اما در درون خودشان ناراضی‌اند. می‌توان برای مقابله با خشونت از راه‌کارهای فردی استفاده کرد، اما برای از بین‌بردن آن باید راه‌کارهای اجتماعی وجود داشته باشد؛ مثلاً باید در کل جامعه حرکتی ایجاد شود که زنان حضور بیش‌تری پیدا کنند. زنان باید در جامعه‌ی مدنی شرکت و از این طریق خواسته‌هایشان را دنبال کنند. زنان هرجایی که زندگی می‌کنند، باید در شرایط اجتماعی زندگی‌شان فعال باشند.

مسئله‌ی خشونت باید به صورت عمومی مطرح شود، چون زنان معمولاَ در ایران امکان محافظت‌کردن از خودشان را در حوزه‌ی خصوصی ندارند. دیدگاه منفی هم به این موضوع وجود دارد که زنان را عامل تحریک و رواداشتن مردان به خشونت می‌داند؛ این دیدگاه اصلاَ مورد قبول نیست. پاسخ هیچ رفتار و عملی، حتی اگر غلط باشد، خشونت نیست. همان‌طور که اعمال خشونت در فضای عمومی مجازات دارد، باید در فضای خصوصی هم داشته باشد. متأسفانه در ایران مجازاتی برای خشونت در حوزه‌ی خصوصی وجود ندارد یا اگر دارد، آن‌قدر ناچیز است که کارآمد نیست.

ضرورت تأکید بر جنسیتی‌بودن خشونت چیست؟ آیا نمی‌توان مفهوم خشونت را در همان بستر خودش بررسی کرد و بعد به جنسیت تعمیم داد؟

فراوانی و تکرار خشونت جنسیتی مقابل مفهوم کلانی مثل خشونت آن هم در تفکیک دو جنس مرد و زن بسیار زیاد است. خشونت را می‌توان در زمینه‌های مختلف مثل جنگ یا سیاست بررسی کرد، اما در مورد خشونت جنسیتی ما حضور خشونت در صمیمی‌ترین حوزه‌ی زندگی را شاهدیم. در زمینه‌ای که افراد را برای حضور در جامعه آماده می‌کند، خشونت وجود دارد؛ بنابراین وقتی بر خشونت جنسیتی تأکید می‌کنیم، فقط صدمه‌زدن به زنان مطرح نیست، بلکه فرزندان هم آسیب می‌بینند و این شاهد خشونت‌بودن از طرف کودکان و جوانان یک جامعه باعث می‌شود آن‌ها هم خشونت‌ورزیدن را یاد بگیرند. با در نظرگرفتن رابطه‌ی جامعه و خانواده که هر دو بر هم تأثیرگذارند، چرخه‌ی خشونت ادامه پیدا می‌کند. ما نباید فراموش کنیم که فقط زنان یا دگرباشان تحت ستم خشونت جنسیتی‌اند، بلکه کودکان هم جزئی از این موضوع به حساب می‌آیند.

چرا قربانی‌های خشونت جنسیتی در ایران سکوت می‌کنند؟

امروز تغییراتی نسبت به گذشته ایجاد شده که سروصداهایی از جاهای مختلف علیه خشونت جنسیتی بلند می‌شود؛ مثلاً من در تدوین یک مرام‌نامه با محور خشونت در دانشگاه‌ها دخیل بودم. در صورتی که ما فکر می‌کنیم مکان‌هایی مانند دانشگاه یا محیط‌های آموزشی چقدر باید امن باشد، اما این‌طور نیست و فعالیت‌هایی علیه خشونت در عرصه‌ی عمومی را شاهدیم.

ما درباره‌ی خشونت جنسیتی مدام یک مرد را در رابطه با یک زن در نظر می‌گیریم؛ در صورتی که ما خشونت ساختاری داریم؛یعنی در ساختار جامعه، نهادها، مؤسسات و به خصوص در قوانین این خشونت انعکاس دارد. این خشونت ساختاری گروهی را از مواهب، امتیازات و امکانات اجتماعی به دور نگه می‌دارد.

در مورد آزار جنسیتی و جنسی در عرصه‌ی عمومی مثل محیط کار امکانی برای دادرسی وجود ندارد. فردی که مورد آزار قرار می‌گیرد، نه از طرف خانواده و نه جامعه و قانون حمایت نمی‌شود. تنها کاری که ممکن است خانواده‌ی فرد برایش انجام دهد، این است که دیگر اجازه‌ی تحصیل یا کار را به آن فرد نمی‌دهد یا دائماَ یک مرد باید فرد را همراهی کند. همیشه سایه‌ی یک مرد باید وجود داشته باشد تا مردان دیگر تعرض نکنند. امکان شکایت در ایران وجود ندارد. پرونده‌هایی که تا امروز وجود داشته، در آخر شاکی، متهم می‌شود.

امروز خشونت جنسیتی در عرصه‌ی عمومی مخصوصاً محیط کار در فضای مجازی مطرح می‌شود و قباحت این موضوع تا حدود زیادی از بین رفته. گاهی برای برخی از مردان آزار جنسی مخصوصاً در محیط کار نوعی افتخار است و افرادی وجود دارند که آزار جنسی را نوعی از مردانگی می‌دانند‌، اما به خاطر شرایطی که فضای مجازی ایجاد کرده، افراد نسبت به این مسائل آگاه‌تر شده‌اند. امیدوارم روزی امکانات قانونی به طرز درستی برای پی‌گیری از خشونت جنسیتی در عرصه‌ی عمومی مخصوصاً در محیط کار ایجاد شود.

ما غیر از حمایت قانونی نیاز به سازمان‌های حمایتی هم داریم. سازمان‌هایی که افراد آسیب‌دیده از مسئله‌ی خشونت را با راه‌کارهای روان‌شناسی حمایت کند، اما در نهایت فقط رسیدگی کافی نیست. ما نیاز به تغییرات ساختاری بزرگ داریم که متأسفانه هیچ قدمی برای این تغییرات برنداشتند؛ فقط خود زنان و دخترانند که از شرایط‌شان حرف می‌زنند  و آن را توضیح می‌دهند؛ شاید این به جایی برسد.

چرا حاکمیت در برابر اصلاح قوانین به نفع زنان مقاومت می‌کند؟ هر قانون حمایتی سال‌ها طول می‌کشد تا تصویب شود و در آخر هم آن‌قدر تغییر می‌کند که از خواسته و مفهوم اولیه‌ی خودش اما برعکس؛ ما شاهد تصویب قوانین جدید علیه زنانیم.

این مقاومت به خاطر همان قدرت در دست مردان است که زنان را در این جامعه ضعیف و بی‌ارزش می‌شمارد. این همان تصور کلیشه‌ای حکومت نسبت به زنان است. در صورتی که زنان پیش‌رو، تحصیل‌کرده، دانشجو و فعال که در محیط‌های کاری و عمومی و در حوزه‌های مختلف خودشان را ثابت کرده‌اد، کم نیستند. آن‌ها فکر می‌کنند زنان موجودات ضعیفی‌اند که فقط توانایی فرزندآوری و همسرداری دارند.

جالب است که فردی خاص در کتابی عنوان کرده بود خشونت رفتاری غیر قانونی با همسر یا کودک در محیط خانه است.  در حالی که قانون ما پر از رفتارهای خشونت‌آمیز نسبت به زنان است. بنابراین احتیاجی نیست که آن‌ها بخواهند تغییری ایجاد کنند؛ حتی در برابر درخواست‌های مکرر برای اصلاح قوانین به نفع کودکان و زنان چنان درخواست‌ها را اصلاح می‌کنند که انگار تغییری در اصل ماجرا رخ نداده. از طرفی حاکمیت دائماَ سعی می‌کند خشونت‌ها را تبلیغ کند؛ مثلاً چندهمسری و فرزندآوری مدام ترویج می‌شود. فرزندآوری برای یک‌سری از زنان که مشکلات پزشکی دارند، زیان‌آور است، اما تبلیغ علیه کنترل باروری و عدم استفاده از لوازم جلوگیری از طرف حاکمیت زیاد است و حتی قوانینی را هم برایش تصویب می‌کنند. به زعم آن‌ها اگر کسی نتواند به وظیفه‌ی اصلی خودش که فرزندآوری است، عمل کند، زندگیش ارزشی ندارد. همه‌ی این‌ها مصداق قانونی خشونت است.

آیا فراوانی خشونت جنسیتی و جنسی در کلان‌شهرها و شهرهای کوچک متفاوت است؟

تحقیقات نشان داده در حوزه‌ی خصوصی یعنی خانواده سطح تحصیلات، فقر، اعتیاد و مکان جغرافیایی علت اصلی خشونت جنسی و جنسیتی در ایران نیست. در بعضی از قسمت‌های ایران خشونت جنسیتی به خاطر همین عوامل رواج بیش‌تری دارد، اما علت اصلی این نوع خشونت همان مردسالاری است که این قدرت را به مردان می‌دهد. ممکن است خشونت جنسیتی در عرصه‌ی عمومی شهرهای کوچک به خاطر کنترل اجتماعی و آشنایی افراد با یکدیگر کم‌تر باشد، اما چون پنهان‌کاری در این زمینه وجود دارد، نمی‌توان دقیق بررسی کرد که سطح خشونت در شهرهای کوچک به چه شکل است. درباره‌ی شهرهای بزرگ مثل مشهد، شیراز یا تبریز خشونت جنسیتی در عرصه‌ی عمومی مثل تهران است.

همراهی جامعه‌ی ایران با زنان و دگرباشان چه تفاوتی نسبت به گذشته کرده؟ با وجود خشونت ساختاری که اشاره کردید، آیا می‌توان امیدوار بود که هنجارهای جامعه برای برابری در حال تغییر است؟

طرح مسئله‌ی دگرباشان در جامعه‌ی ایران جدید است و جامعه اطلاعات کمی درباره‌ی دگرباشان دارد. گروه بسیار کوچکی با دگرباشان هم‌دلی دارند؛ حتی روشن‌فکران ما آگاهی اندکی نسبت به آن‌ها دارند و هنوز مسائل و مشکلات دگرباشان برای مردم ناشناس است؛ بنابراین اکثریت جامعه‌ی ایران هنوز با دگرباشان همراه نیست.

به نظر می‌رسد طرز فکر جوانان درباره‌ی برابری زن و مرد تغییراتی کرده. درگذشته در دانشگاه‌ها فعالیت‌ها و دوره‌هایی بود که روی این مسائل کار می‌کردند؛ این دوره‌ها دیگر وجود ندارد. در دانشگاه به جوانان آموزش‌هایی داده می‌شد که طرز رفتار اجتماعی چطور است. امروز شرایط دانشگاه‌ها روزبه‌روز بدتر می‌شود و هیچ آموزشی هم در این زمینه وجود ندارد. با یک نگاه اجمالی به زندگی زوج‌های جوان تغییراتی احساس می‌شود؛ مثلاً برخی می‌گویند بعضی از مردان جوان در کار خانه مشارکت می‌کنند، اما متأسفانه همه‌ی این رفتارها در شرایط خوب زندگی رخ می‌دهد. ما نباید فراموش کنیم که همین چندی پیش شوهران بعضی از ورزشکاران اجازه‌ی خروج و شرکت در مسابقه‌ی ورزشی را به زنانشان نمی‌دادند و هنوز هم این مشکل وجود دارد؛ یعنی تا زمانی که شرایط زندگی عادی و خوب است، به نظر می‌رسد مردان تغییراتی کرده‌اند، اما وقتی بحرانی در زندگی ایجاد شود، از امکاناتی که دارند، استفاده می‌کنند. مردان کم و معدودی در بحران از امکان خشونت خود استفاده نمی‌کنند و آن‌هایی که بتوانند با توسل به قانون یا هرچیز دیگری از این امکانات استفاده می‌کنند.

هر مرد ایرانی این امکان قانونی را دارد که با کارکردنِ همسرش مخالفت کند و عنوان کند شغل آن زن با زندگی‌ زناشویی‌اش سازگار نیست؛ بنابراین قوانین و ساختارها بر بهبود یا بدترشدن اوضاع به شدت تأثیرگذار است. هرچه زنان درباره‌ی حقوق خود یک قدم به جلو گذاشتند، مجلس با تصویب قوانین جدید چند قدم آن‌ها را به عقب برده. زنان ایران مدام باید برای این عقب‌رانده‌شدن‌ها تلاش ‌کنند.

حکومت تا چه اندازه با تصویب این قوانین توانسته جلوی پیشرفت زنان را بگیرد؟ آیا این فشار مقاومت زنان را بیش‌تر نمی‌کند؟

این قوانین با شرایط زندگی امروز مطابقت ندارد و تحت این قوانین قرارگرفتن، یعنی قبول آن‌چیزهایی که زن را از لحاظ قانونی و اجتماعی تحت فشار می‌گذارد. راه‌های مقابله فردی انتخاب می‌شود. این راه‌های انتخاب فردی چون تک‌تک اعضای جامعه در آن دخیل می‌شوند، حتی بدون ارتباط با یکدیگر یک پدیده‌ی اجتماعی ایجاد می‌کند که برای حاکمیت یک مشکل است و باز سعی می‌کند با تصویب یک‌سری قوانین فشار جدید جلوی آن بایستد؛ مثلاً یکی از راه‌های مقابله کاهش فرزندآوری یا تصمیم به نداشتن فرزند است که قوانین تنبیهی جدید برایش گذاشته‌اند یا بسیاری از جوانان ازدواج نمی‌کنند یا ازدواج سفید می‌کنند که باز حاکمیت علت آن را بررسی نمی‌کند، فقط می‌خواهد آن‌ها را مجازات کند.

بخشی از جوانان ما به این بلوغ فکری رسیده‌اند که این همه سختی‌ را تحمل نکنند و از آن‌جا که قانون و فضای فرهنگی اجازه نمی‌دهد خلاف آن رفتار کنند، نوع دیگری از زندگی را برای خودشان انتخاب می‌کنند. این شیوه  با قانون در تعارض است، اما نمی‌توانند کاری در مقابله با آن انجام دهند. این رفتارها کنش‌های فردی است که به شیوه‌های زندگی بدل شده که حاکمیت علت آ

روایتی از قتل سونیا آریاپور(دهقان) در گفتگو با مادرش

 

روایتی از قتل سونیا آریاپور (دهقان) در گفتگو با مادرش: اجازه ندادم فامیلی جد پدری را روی سنگ قبر سونیا بنویسند/ بهار عباسی

ماهنامه خط صلح – سونیا آریاپور (دهقان) در شهر سردشت قربانی قتل ناموسی شد و به دست برادر و پسر‌عمویش کشته شد و در شهرک نلاس دفن شده. برادرش، سامان دهقان نوزده‌ساله و پسرعمویش، هیدی دهقان بیست‌ویک ساله او را به قتل رساندند. پدر و مادر سونیا از هم جدا شده بودند و او تجربه‌ی ازدواج ناموفق در کودکی را داشت و حضانت پسر خردسالش هم بر عهده‌اش بود. سردشت یک شهر مرزی با بافت سنتی است و هیچ امکانات تفریحی ندارد و زنان در آن با موانع جنسیتی زیادی روبه‌رویند. آن‌ها فقر و مشکلات اقتصادی زیادی را تجربه می‌کنند و این فضای سنتی بسیاری از هنجارهای مردسالارانه را در خود درونی کرده و زنان در صورت مخالفت با قتل ناموسی و زن‌کشی روبه‌رو می‌شوند.

سونیا با مشکلات اقتصادی زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و با وجود آن‌که تحت پوشش بهزیستی بود، ولی این پول به مقداری نیست که بتواند هزینه‌ی مایحتاج زندگی خود را تامین کند. او در یک آرایشگاه کار پیدا می‌کند تا بتواند از لحاظ اقتصادی مستقل شود؛ ولی با مخالفت خانواده و فامیل‌هایش مواجه می‌شود و او را تلفنی تهدید به مرگ می‌کنند و در روز ۲۳ دی‌ماه سال ۱۳۹۹ برادر و پسرعمویش او را به بهانه‌ای به خارج از شهر می‌برند، شکنجه می‌کنند و به قتل می‌رسانند. آن‌ها جسد سونیا را در یک چاه دفن می‌کنند؛ درنهایت و پس از تحقیقات پلیس، برادر و پسرعموی‌ سونیا در شهر سردشت بازداشت می‌شوند و در بازجویی به قتل سونیا اعتراف می‌کنند. در گزارش پزشکی قانونی آثار ضرب‌وشتم روی بدن سونیا و مرگ از طریق خفگی تأیید شده. مادر سونیا روی سنگ قبرش به جای فامیلی پدرش از فامیلی خودش استفاده و روی سنگ قبرش نام سونیا آریاپور را حکاکی کرده. به عقیده‌ی او، مردان جد پدری در کشتن دخترش دست داشته‌اند و کم‌ترین کاری که می‌تواند بکند این است که حداقل بعد مرگش از اسم آن‌ها (دهقان) بر روی سنگ قبر سونیا استفاده نشود.

گفتگوی «خط صلح» با سنور آریاپور، مادر سونیا را می‌خوانید.

شما دلیل وقوع این قتل را چه می‌دانید؟

سونیا هیچ مشکلی نداشت، تنها به علت این‌که من و پدرش از هم جدا شده بودیم، افرادی که سونیا را به قتل رساندند فکر می‌کردند با به قتل‌رساندن سونیا تنها پدر او می‌تواند از این افراد شکایت کند. چون پدرش هم زندان است خیالشان از این بابت راحت‌تر بود. از این موضوع اطلاعی نداشتند که فرزند سونیا یا من هم می‌توانیم از این افراد شکایت کنیم. پسر من را اغفال کردند و از او خواستند که سونیا را با بهانه‌ای به محل قتل بیاورد و او را به قتل رساندند.

سونیا آریاپور (دهقان) سال گذشته در حالی که تنها بیست و یک سال داشت قربانی قتل ناموسی شد.

خواسته‌ی شما از مراجع قضایی چیست؟

در حال حاضر من می‌خواهم این دو فرد تاوان قتل سونیا را پس بدهند. من اعلام می‌کنم از رضایتی که برای پسرم به اصرار پدرم و سایر اعضای خانواده داده‌ام، پشیمانم؛ چراکه این افراد تحت هیچ شرایطی حق نداشتند سونیا را به قتل برسانند و از همه مهم‌تر قصد داشتند جسد او را پنهانی دور بیندازند تا کسی جسد او را پیدا نکند. این افراد باید پاسخ‌گو باشند و تاوان قتل سونیا را بدهند.

در حال حاضر رابطه‌ی شما با پسرتان چگونه است؟

فرد قاتل هیچ‌وقت پشیمان نیست و حتی اعتراف هم نمی‌کنند و منکر این قتلند. چند بار از پسرم سوال کردم چه کسی تو را اغفال کرد؟ جوابی نداد. احساس می‌کنم او را تهدید کرده‌اند. پسرعمو و عموهای سونیا با پسرم در این قتل دست داشتند، اما پسر خودم منکر این موضوع است و دروغ می‌گوید و من در حال حاضر با پسرم قطع ارتباط کرده‌ام و حاضر به دیدن او و حتی رفتن به ملاقاتش در زندان هم نیستم. اوایل به ملاقات او می‌رفتم و می‌خواستم بدانم چه کسی او را اغفال کرده، اما پسرم حرفی نمی‌زند، اگر پسرم با ادعای چند نفر حاضر به قتل خواهر خود می‌شود، با من چه رفتاری خواهد داشت؟  و من دیگر با او در ارتباط نیستم…

چرا بعد از مرگ سونیا تصمیم گرفتید نام خانوادگی مادری را به جای نام خانوادگی پدری روی سنگ قبرش حکاکی کنید؟

سونیا قربانی مردسالاری شد و او را به بهانه‌ی رفت‌و‌آمد و کارکردن کشتند. آن‌ها دائماً رفت‌و‌آمد سونیا با دوستانش را کنترل می‌کردند. من تصمیم گرفتم روی آگهی ترحیم و سنگ قبرش به جای سونیا دهقان از نام سونیا آریاپور استفاده کنم. تصمیم گرفتم حداقل بعد از مرگش از نام خانوادگی آن‌ها استفاده نشود چون باور دارم که سونیا قربانی دست مردان خانواده شد.

شما بر چه اساسی پسرعمو و خانواده‌ی پدری سونیا را مظنونان این جنایت می‌دانید؟

سونیا ده روز قبل از مرگش با من تماس گرفت و گفت مادر من می‌خواهم به مهاباد بیایم، مزاحم زندگی تو نمی‌شوم. تنها زندگی می‌کنم و خودم کار می‌کنم؛ فقط تو از من حمایت کن. من به سونیا گفتم به مهاباد نیا. خانواده‌ی عمویت انسان‌های درستی نیستند زندگی من را از هم می‌پاشند، من الان ازدواج مجدد کرده‌ام و دو فرزند دارم. نمی‌خواهم زندگی من را از هم بپاشند. سونیا گفت من صدای ضبط‌شده‌ی این افراد را دارم که من را تهدید به مرگ می‌کنند. از سونیا پرسیدم چه کسی تو را تهدید به مرگ می‌کند؟ گفت پسرعموهایم. صدای ضبط‌شده‌ی آن‌‌ها را دارم. خانواده‌ی پدری سونیا او را به بهانه‌ای به منزلشان بردند و گوشی سونیا و کیف او را گرفتند. من حتی در زمان شکایت اعلام کردم که وسایل سونیا را می‌خواهم، چون شواهد قاتل‌بودن خانواده‌ی پدری سونیا در گوشی سونیا وجود داشت که او را تهدید به مرگ کرده‌اند. آن‌ها گوشی و وسایل سونیا را گرفتند. سونیا را طوری به قتل رساندند که کسی نفهمید و مشخص نشد چه کسی این کار را انجام داد. قتل سونیا به تنهایی کار پسرم نبود. پسرم سنش کم است و به تنهایی نمی‌توانست این قتل را به این خوبی برنامه‌ریزی کند و همه‌ی جوانب را در نظر بگیرد. اگر بزرگ‌ترها (سایر افراد خانواده‌ی پدری سونیا) در این قتل دست نداشتند، این بچه‌ها نمی‌توانستند سونیا را به قتل برسانند.

عکس از خط صلح

وضعیت روحی شما بعد از مرگ سونیا چگونه است؟

من از روزی که سونیا را از دست داده‌ام، زندگی‌ام نابود شده. واقعاً ناراحتم و دچار مشکلات اعصاب و روان شده‌ام. مشکلات خانوادگی زیادی گریبان‌گیر زندگی‌ام شده و به هیچ وجه نمی‌توانم سونیا را فراموش کنم و تا روزی که می‌میرم، هیچ‌وقت سونیا و مرگ او را فراموش نمی‌کنم.

شما که دخترتان قربانی قتل ناموسی است، چه درخواستی دارید؟

این افراد باید تاوان قتل سونیا را بدهند؛ حتی اگر پسر خودم باشد و صد‌درصد مطمئنم که خانواده‌ی پدر سونیا همگی در قتل سونیا دست داشته‌اند، خانواده‌ی پدری سونیا با هم‌دستی هم نقشه‌ی قتل سونیا را کشیدند و پسر من را اغفال کردند و به او گفتند مادر و پدرت رضایت می‌دهند و به این شیوه او را فریب دادند و اکنون او را قاتل سونیا می‌دانند. هم‌اکنون که پسر من زندانی است، خانواده‌ی پدری سونیا پاسخ‌گو نیستند؛ در حالی که عموها و پسرعموهایش در قتل سونیا دست داشتند، اما الان پسرم را قاتل سونیا می‌دانند. چرا این قتل‌ها به این راحتی در سردشت انجام می‌شود؟ چرا کسی سزای کار خود را نمی‌بیند؟ به راحتی افراد را به قتل می‌رسانند. خانواده‌ی مقتول رضایت می‌دهند و این افراد آزاد می‌شوند. قتل به همین راحتی انجام می‌شود.


امروز در اصفهان؛گزارش جامع از تجمع خونین مردم و خشونت نیروهای امنیتی

 آذر ۵, ۱۴۰۰ 

امروز در اصفهان؛ گزارش جامع از تجمع خونین مردم و خشونت نیروهای امنیتی / ویدیو

خبرگزاری هرانا – تداوم اعتراضات کشاورزان اصفهانی و شهروندان حامی مطالبات آنان، با حضور گسترده نیروهای انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد. نیروهای امنیتی اقدام به ضرب و شتم معترضان، شلیک گاز اشک آور، گلوله ساچمه‌ای و استفاده از شوکر کردند. به علاوه، اینترنت همراه در اصفهان با اختلال مواجه شده و در نقاطی از شهر کاملا قطع شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز جمعه ۵ آذرماه ۱۴۰۰، تداوم اعتراضات کشاورزان اصفهان با حضور گسترده نیروهای انتظامی و ایجاد فضای امنیتی به خشونت کشیده شد.

بر اساس ویدئوهایی که به دست هرانا رسیده است، تعداد پرشماری از نیروهای انتظامی برای متفرق کردن و سرکوب معترضان، به ضرب و شتم آنها، استفاده از شوکر و شلیک گاز اشک آور و گلوله ساچمه‌ای متوسل شده‌اند. شماری از شهروندان از جمله تعدادی از معترضان سالمند نیز مجروح شده و یا به دلیل استنشاق گاز اشک‌آور در تنفس دچار مشکل شده‌اند.

شهروندان و کشاورزان معترض صبح امروز طبق روال روزهای اخیر و در ادامه دور جدید اعتراضات که از تاریخ ۱۶ آبان‌ماه آغاز شده، تجمع خود را در بستر خشک زاینده رود آغاز کردند، اما در پی بسته شدن جاده‌های منتهی به محل تجمع توسط نیروهای انتظامی، اعتراض شهروندان به خیابان‌های مجاور کشیده شد.

معترضان در جریان این تجمع شعارهایی همچون تا آب نیاد تو رودخونه، برنمیگردیم به خونه، نترسید نترسید ما همه با هم هستیم، بی شرف بی شرف، ننگ ما ننگ ما پلیس الدنگ ما، حمایت حمایت و مرگ بر دیکتاتور” سر داده‌اند.

همچنین بنا بر گزارشاتی که به دست هرانا رسیده است، اینترنت همراه در برخی مناطق قطع و در سایر نقاط اصفهان نیز دچار اختلال شده است.

مادر یکی از شهروندان حاضر در تجمعات امروز به هرانا گفت: «فرزند بیست ساله من در حمایت از مطالبات کشاورزان معترض به همراه عموی کشاورزش، در کنار دیگر کشاورزان و معترضان حاضر در بستر خشک زاینده رود حاضر شد؛ اما متاسفانه در پی ضرب و شتم نیروهای انتظامی از ناحیه زانو زخمی شده است. عمویش نیز که از بیماری آسم رنج می‌برد، با استنشاق گاز اشک آور، حال نامساعدی دارد.»

محمدرضا میرحیدری، فرمانده انتظامی اصفهان در مصاحبه با شبکه خبر تلویزیون دولتی ایران، از همکاری نیروی انتظامی، بسیج، سپاه و دستگاه اطلاعاتی برای سرکوب و بازداشت معترضان خبر داده و وعده برخورد قاطع با آنان را داد. به گفته او شماری از معترضان زخمی شده و برخی از نیروهای امنیتی و انتظامی نیز مجروح شده‌اند. میرحیدری مدعی شده است که معترضان دارای تفنگ ساچمه‌ای بوده‌اند. این در حالی است که بنا بر ویدئوهایی که به دست هرانا رسیده، معترضان به دست نیروهای امنیتی با این سلاح‌ها زخمی شده‌اند.

مضاف بر این، شماری از کشاورزان معترض اصفهانی برای چندمین‌ بار طی هفته‌های اخیر اقدام به آسیب رساندن به خط لوله انتقال آب به یزد کرده‌اند. در یکی از ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، شماری از کشاورزان اصفهانی با لودر خط لوله انتقال آب به یزد را شکسته و جریان انتقال آب را قطع می‌کنند.

همزمان خبرگزاری فارس، وابسته به نهادهای امنیتی، ضمن تایید ورود پرتعداد نیروهای انتظامی به جریان تجمع این شهروندان و استفاده از گاز اشک آور توسط این نیروها برای پایان دادن به اعتراضات، مدعی شد “معترضان امروز کشاورزان این استان نیستند و آنان در پی توافق با مسئولان صبح دیروز به اعتراضات خود پایان داده‌اند و تجمع امروز با فراخوان «ضد انقلاب» برگزار شده است.”

در این راستا خبرگزاری رکنا نیز «تاکید فرمانداری بر لزوم پایان دادن به تجمع کشاورزان» را از دلایل برخورد خشونت آمیز نیروهای انتظامی عنوان کرد.

علاوه بر این خبرگزاری صدا و سیما نیز مدعی شد که افراد حاضر در این تجمع، «از کشاورزان اصفهانی نبوده‌اند» و «کشاورزان با پایان دادن به تجمعات خود، در حال حاضر هیچ تجمعی ندارند!» تلویزیون دولتی ایران با «اندک» خواندن تعداد معترضان، سعی در بی‌اهمیت جلوه دادن اعتراضات گسترده شهروندان اصفهانی را داشت.

هرانا روز گذشته در گزارشی از ورود نیروی انتظامی جهت پایان دادن به تجمع کشاورزان خبر داده بود. شب چهارشنبه ۳ آذرماه، تعدادی از چادرهای معترضان به آتش کشیده شد و دادستان اصفهان ضمن اعلام بازداشت شماری از افراد معترض به جمع‌آوری چادرها، آنان را “اراذل و اوباش” خواند؛ همزمان خبرگزاری رکنا از بازداشت کوتاه مدت تعدادی از این افراد خبر داده و گفته بود که دستکم دو نفر از دستگیرشدگان کشاورز بوده‌اند.

چندی پیش نیز یک شهروند در شهرستان فلاورجان واقع در استان اصفهان به دلیل انتشار و ارسال تصاویر اعتراضات کشاورزان به یکی از شبکه‌های تلوزیونی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

تجمعات اعتراضی کشاورزان از روز یکشنبه ۱۶ آبان‌ماه مقابل دفتر یکی از نمایندگان مجلس یازدهم، ساختمان صداوسیمای مرکز اصفهان و شرکت آب منطقه‌ای اصفهان آغاز شده و نهایتا به بستر خشک رودخانه زاینده‌رود کشیده شد. شهروندان معترض و خواهان تخصیص حقابه پاییزی و احیای زاینده رود، شب‌ها را نیز در جوار پل خواجو تحصن کرده بودند.

هرانا چندی پیش در گزارشی تحت عنوان “اعتراض هزاران شهروند در اصفهان نسبت به فقدان مدیریت آبرسانی و عدم تخصیص حق‌آبه” به این موضوع پرداخته بود.

هرانا مجموعا ۳۵ ویدئو تائید شده مرتبط با اعتراضات امروز را مستندسازی و جمع آوری کرده است که در کانال یوتیوب هراناو یا در ادامه این گزارش میتوانید مشاهده کنید:

نمایشگر ویدیو

۱۴۰۰ آذر ۳, چهارشنبه

زندان رجایی شهر کرج؛آرمان عبدالعالی ،کودک -مجرم زندانی اعدام شد

 آذر ۳, ۱۴۰۰ 

زندان رجایی شهر کرج؛ آرمان عبدالعالی، کودک-مجرم زندانی اعدام شد

خبرگزاری هرانا – سحرگاه امروز چهارشنبه ۳ آذرماه، حکم اعدام آرمان عبدالعالی، کودک_مجرم، در زندان رجایی شهر کرج اجرا شد. این زندانی روز گذشته جهت اجرای حکم به یکی از سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر کرج منتقل شده بود. اجرای این حکم علیرغم ابهامات جدی در پرونده و موج جهانی درخواست توقف آن صورت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه امروز چهارشنبه ۳ آذرماه ۱۴۰۰، حکم اعدام آرمان عبدالعالی، کودک_مجرم زندانی، در زندان رجایی شهر کرج اجرا شد.

این زندانی روز گذشته جهت اجرای حکم به یکی از سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر کرج منتقل شده و به خانواده او گفته شده بود که برای ملاقات آخر به زندان مراجعه کنند. اجرای این حکم علیرغم ابهامات جدی در پرونده و موج جهانی درخواست توقف آن صورت گرفته است. مرکز رسانه قوه قضاییه نیز صبح امروز از اجرای حکم اعدام این زندانی خبر داده است.

شب گذشته ساعاتی پیش از اجرای حکم اعدام سازمان عفو بین‌الملل در واکنش به انتقال ناگهانی آرمان عبدالعالی به سلول انفرادی، ضمن ابراز خشم خواستار صدور دستور توقف این حکم از علی خامنه‌ای شده بود.

در تاریخ ۱۹ مهرماه وکلای سابق و کنونی آرمان عبدالعالی نیز با انتشار نامه ای به ریاست قوه قضاییه ضمن ابراز نگرانی از اجرای قریب الوقوع این حکم خواستار صدور دستور توقف اجرای حکم مذکور شدند.

پیشتر نیز عفو بین الملل با اشاره به قریب الوقوع بودن اجرای این حکم، خواستار توقف آن شد و نوشت: مقامات ایران با محکوم کردن افراد زیر ۱۸ سال به اعدام، قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند.

اواخر تیرماه سال جاری وکیل اولیای دم این پرونده، از ارجاع پرونده آرمان عبدالعالی، جهت اجرای حکم اعدام به واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران خبر داده بود.

پیشتر حکم اعدام آرمان عبدالعالی، کودک_مجرم که از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، برای بار دوم در دیوان عالی کشور تایید شد. آرمان در جلسه دادگاه منکر قتل غزاله شده و گفته بود: “من آن زمانی بچه بودم. اشتباهات زیادی کردم، اما قتلی مرتکب نشده ام”. آقای عبدالعالی، پیشتر به دنبال صدور قرار قبولی اعاده دادرسی، در تاریخ ۲۲ شهریور سال ۹۹، در شعبه ۵ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و مجددا به اعدام محکوم شد.

پیشتر وکیل متهم با توجه به اینکه جسد مقتول پیدا نشده و همچنین با طرح این موضوع که خانواده غزاله چند ماه بعد از ماجرای قتل دخترشان از دانشگاه برای وی مرخصی تحصیلی گرفته بودند، موکلش را بی‌گناه دانست و درخواست اعاده دادرسی داد و در نهایت این درخواست از سوی قضات دیوان عالی کشور پذیرفته شد.

این درحالی است که پدر و مادر غزاله درباره موضوع گرفتن مرخصی تحصیلی برای دخترشان گفته بودند: “با توجه به اینکه هیچ سرنخی از جسد دخترمان پیدا نکردیم و امید داشتیم شاید دخترمان زنده باشد، با همین تصور از دانشگاهش یک ترم مرخصی گرفتیم”.

آرمان عبدالعالی متهم است در سال ۹۲ در حالی که کمتر از ۱۸ سال داشته، دوست دخترش غزاله شکور را به قتل رسانده است. گفته می‌شود او پس از بازداشت و در مراحل بازجویی به قتل غزاله اعتراف کرده و گفته بود “من بخاطر عشق زیادی که به غزاله داشتم و او از ازدواج من با خودش امتناع می‌کرد، او را هل دادم و غزاله به قتل رسید”. اما آرمان عبدالعالی بعد از آن اعتراف می‌کند که چنین کاری نکردم و منکر قتل می‌شود.

پس از طی مراحل پرونده و در حالی که غزاله همچنان ناپدید است و پیکر او نیز پیدا نشده، دادگاه آرمان را به اعدام محکوم کرد و پرونده به دیوان عالی کشور و سپس به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده می‌شود و نهایتا پس از شش سال حکم اعدام آرمان در دیوان عالی کشور تایید شد.

اسکایلر تامپسون، مسئول روابط خارجی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در ارتباط با این خبر به هرانا گفت: استفاده از مجازات اعدام برای جرائم ارتکابی توسط نوجوانان زیر هجده سال صراحتاً بر اساس قوانین بین المللی حقوق بشر ممنوع است. بنابراین ادامه صدور و اجرای چنین احکامی از سوی ایران نقض آشکار حق حیات است. مجموعه فعالان حقوق بشر از جامعه بین المللی می خواهد که ادامه استفاده ایران از مجازات اعدام برای نوجوانان را در همه موارد محکوم کند.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در بازه زمانی (۸ اکتبر ۲۰۲۰ تا ۹ اکتبر ۲۰۲۱) دستکم ۲۶۶ شهروند اعدام شدند و ۹۰ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۳ کودک-مجرم اشاره کرد.

بنا بر همین گزارش بیش از ۸۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

۱۴۰۰ آذر ۲, سه‌شنبه

تداوم بازداشت نرگس محمدی در بند ۲۰۹ زندان اوین

 آذر ۲, ۱۴۰۰ 

تداوم بازداشت نرگس محمدی در بند ۲۰۹ زندان اوین

خبرگزاری هرانا – نرگس محمدی، فعال مدنی علیرغم گذشت یک هفته از زمان بازداشت کماکان در بند ۲۰۹ زندان اوین به سرمی برد. به گفته تقی رحمانی همسر خانم محمدی، وی روز گذشته جهت تفهیم اتهام به دادسرای مقدس اعزام شده و مجدد به سلول انفرادی بازگردانده شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز سه شنبه ۲ آذر ۱۴۰۰، نرگس محمدی، فعال مدنی، علیرغم گذشت یک هفته از زمان بازداشت کماکان در بند ۲۰۹ زندان اوین به سرمی برد.

تقی رحمانی همسر خانم محمدی طی یادداشتی در صفحه شخصی خود از انتقال روز دوشنبه وی به دادسرای مقدس جهت تفهیم اتهامات جدید خبر داده و گفته است او مجددا به سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین بازگردانده شده است.

خانم محمدی پیشتر در تاریخ ۲۵ آبان ماه، در جریان برگزاری مراسم یادبود دومین سالگرد جانباختن ابراهیم کتابدار، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در کرج بازداشت شده بود.

نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر خردادماه امسال توسط شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدس تهران از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق انتشار بیانیه (بیانیه مبارزه با اعدام)، تحصن در دفتر زندان، تمرد از ریاست و مقامات زندان (برای پایان دادن به تحصن اعتراضی)، تخریب شیشه‌ها، افترا و ایراد ضرب و جرح” به ۳۰ ماه حبس تعزیری، ۸۰ ضربه شلاق و پرداخت دو فقره جزای نقدی محکوم شد.

هرانا اسفندماه ۹۹ در گزارشی از احضار این فعال مدنی به دادسرای اوین خبر داده بود، این فعال حقوق بشر با انتشار نامه‌ای سرگشاده در این خصوص گفته بود که “به هیچ عنوان در هیچ مرحله‌ای از این رسیدگی شرکت نکرده و از رای صادره از سوی محاکم قوه قضائیه در این پرونده تبعیت نکرده و قطعاً سرپیچی خواهم نمود”.

خانم محمدی که از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ١٣٩۴ در زندان بود، برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده بود. بنا بر ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و با در نظر داشت «مجازات اشد»، نرگس محمدی باید ١٠ سال زندان را تحمل می‌کرد. وی در تاریخ۳۰ آذرماه ۹۸ همراه با ۷ زندانی سیاسی دیگر در بند زنان زندان اوین طی نامه‌ای از تحصن چند روزه خود در زندان به مناسبت چهلمین روز و در همراهی با خانواده‌های داغدار اعتراضات سراسری آبان خبر داده بودند. در پی این تحصن مسئولان زندان اوین خانم محمدی و دیگر زندانیان تحصن کننده را به تبعید به زندان دیگر تهدید کرده بودند که در نهایت روز سه شنبه ۳ دی ماه ۹۸ وی را از زندان اوین به زندان زنجان منتقل کردند. وی دیماه سال گذشته نیز طی نامه ای به شرح وقایع و برخورد رییس زندان اوین و نیروهای امنیتی در جریان انتقال وی پرداخته بود.

نرگس محمدی نهایتا در تاریخ ۱۶ مهرماه ۹۹ با استفاده از قانون کاهش مجازات حبس از زندان زنجان آزاد شد. وی با گذشت حدود ۵ ماه از زمان آزادی کماکان از حق داشتن گذرنامه و خروج از کشور محروم است. ممنوعیت خانم محمدی از خروج از کشور جهت ملاقات با همسر و فرزندان خود در شرایطی است که در محکومیت پیشین وی مجازات تکمیلی ممنوعیت خروج از کشور عنوان نشده بود.