۱۳۹۷ بهمن ۲۶, جمعه

معرفی کتاب هفته


کتاب آنسوی سراباز  نگارنده :هوشنگ معین زاده                                                                                                                                                          

هر نفس آغاز عشق می رسد از چپ و راست
ما به فلک می رویم، عزم تماشا که را


کتاب آنسوی سراباز هوشنگ معین زاده  و انتشارات آذرخش، چاپ اول آن در  بهار 1377 و چاپ چهارم فروردین 1386 انجام شد.از این نویسنده کتابهای دیگری که می توان نام برد عبارتند از:
آیا خدا مرده است؟
وصیت نامه خدا
ظهور، حکایت من و امام زمان
بشارت، خدا به زادگاهش باز می گردد
کمدی خدایان
خیام و آن دروغ دلاویز

مطالب خواندنی دیگر
 کتاب آنسوی سراب شامل شش فصل می باشد:
فصل اول: دعوی
فصل دوم: مشورت ها
فصل سوم:ماجراها و حادثه ها
فصل چهارم:دیدارها
فصل پنجم:با خدا و بدون خدا
فصل ششم:آخرین دیدار
نقد و معرفی کتاب از:
-              شجاع الدین شفا
-              داوود ادهمی
-              اسماعیل پور والی
-              غفور میرزایی
-              یک نامه و گفتگو
آنسوی سراب، قصه ی طنز آمیز انسان فرزانه ای است که در جستجوی خدا به گوشه هایی از رمز و راز جهان هستی پی می برد و می کوشد تا چگونگی پیدایش افسانه های کهن راکه قرن هاست ذهن و روان انسان ها را اسیر کرده اند، آشکار کند.
نویسنده در یک قصه تخیلی و فلسفی و در یک سفر رویایی به دنیای اندیشه، خواننده را به سر چشمه ی خرافات که منشاء پیدایش افسانه ها و پندارهای واهی است، می برد تا نظاره گر آنسوی سراب باشد.
قهرمان داستان- خدا- است،خدایی که بشر در درازای عمر خود همواره در جستجویش بوده و دریغا! که هرگز او را -چنانکه بوده و هست – در نیافته است.
او با خدا در بارگاه الهی دیدار و گفتگو می کند. از مظالم و بیدادهایی که به نام او بر انسانها رفته و می رود،شکایت می نمایند و برای بهبود وضع بشر و خاتمه دادن به جهل وخرافات چاره جویی می کند. وی در عین حال، سخنان اعجاب انگیز و گله های طعنه آمیزخدا را از بشر می شنود و به چگونگی رابطه او با مخلوقاتش آشنا می شود.در - آنسوی سراب - خدا برای اولین بارچهره می نمایاند و از جوهر ذاتی و علت وجودی خویش سخن می گوید و ....
نویسنده این کتاب را این گونه توصیف می کند: در آنسوی سراب  بازتاب تابش انوار اندیشه های حکما و عرفای بزرگ ماست که کوشیده ام بصورت یک قصه آنها را نه با رمز و راز ، بلکه به روشنی و صراحت بازگو کنم.
 زینب عباسیان چالشتری


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر